دکتر ندا میرفلاح نصیری، وکیل پایه یک دادگستری و عضو علی البدل هیئت مدیره کانون وکلای دادگستری گیلان در یادداشتی نوشت:
خشمی عمومی، وحشی و مهارناپذیر، جامعه را در خود میبلعد؛ خشمی که از دل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فوران کرده است؛ خشمی برخاسته از احساسِ ناامنیِ جمعی، از افسردگیِ مهارناپذیرِ اجتماعی.
این خشمِ افسارگسیخته، همچون سیلاب، همهچیز را با خود میبرد…
هجوم بیوقفهی مصائب، بارش مداوم اخبار تلخ، داستانهایی که مدرنیته و فضای مجازی بیملاحظه به زندگیمان آوردهاند؛ گرههای روانی و تروماهایی که حلنشده باقی ماندهاند؛ بیتوجهی به بحرانهای اقتصادی و آسیبهایی که بر پیکرِ طبقهی متوسط وارد شدهاند، طبقهای که دیگر مفهومی ندارد؛ تورمی که برنامهریزی را ناممکن کرده و آینده را در مه فرو برده است.
افسردگی گسترده، بیتوجهی به علوم انسانی، نبود آموزشهای تخصصی و آکادمیک بهروز، و مجموعهای از عوامل جامعهشناسی، روانشناختی و حقوقی، همه و همه باعث شدهاند تا نمودهای این خشم در قالب خشونت علیه خود (خودکشی) یا خشونت علیه دیگران (قتل و جرح عمدی) رو به افزایش باشند.
مسلما باید درباره این واقعیتها، گفتوگو شود بیپرده و صادقانه. تنها از دل چنین مواجههای است که میتوان راهکاری برای کاهش و پیشگیری از بزهکاری، خشم فروخورده و خشونت عریان جامعه تبیین نمود ولی با هجوم وحشیانه ی بازنشر اخبار منفی و سیاه چه بر سر روان خود و اطرافیانمان خواهد آمد؟!
ما تا کجا تاب تحمل این میزان سیاهی و تباهی پنهان در پس هجوم اخبار مجازی را داریم؟! این میزان سِرشدگی در مقابل شنیدن اخبار فجیع و سیاه اطرافمان طبیعی نیست! و حاصل استمرارِ حضور در دلِ تباهی و یأس مداوم و مکرر است…
باید در اندیشه چاره ای برای این سرِشدگی جامعه بود، که صرفا به واکنشی مجازی بسنده کرده و در نهایت نیز فراموشی را چاره میکند!
باید فکری به حال جامعه ی در حال سقوط از اخلاقیات و انسانیت داشت… وگرنه عواقب این سِرشدگی و تابآوری مضاعف، خطرناک تر از آن خشونت عریانِ سرریز در جامعه است.
در روزگاری که دفاع از حقوق افراد در محاکم، به جهت پایبندی به سوگندی که شرافت وکیل وثیقه ی آن قرار گرفته، خود به خطری بالقوه برای این مدافعان قانونی تبدیل شده، افزایش اخبار تلخ از «وکلای در معرض خطر»، همچنین گسترش خشونت عمومی علیه وکلا نگران کننده است و آنچه مسلم است صرف بازنشر مجازی این اخبار سیاه، کمکی به کاهش آن نخواهد کرد.
وکلا که میبایست در فضایی امن، امکان دفاع از حقوق مردم را داشته باشند، متاسفانه خود در سایهی ناامنی و نگرانی قدم در این مسیر میگذارند. امنیت شغلی و جانی وکلا، بخشی از سلامت دستگاه عدالت است. بیتوجهی به این وضعیت، مساوی است با تضعیف و آسیب به پایههای دادرسی عادلانه.
راهکار دفاع از این مدافعان بیدفاع چه خواهد بود؟!
این خشونت عمومی و عریان جامعه در تقابل با سِرشدگی رسانه ای، تا چه حد گریبان مشاغل و تخصص های دیگر را خواهد گرفت؟! می بایست چارهجویی مستمر و عاجل با بهره گیری از تمام توان تخصصی مرتبط صورت گیرد، تا دیر نشده باید چاره سازی شود.























